بهشت من ساقي پيمانههاي معرفت و محبت
اهل دنيا که دل فسرده شوند، سري بهاندوختههاي دنيايي و مادي خويش ميزنند و اينگونه تسکين مييابند و از آنچه دارند و اندوختهاند احساس شادماني ميکنند.
اهل آخرت نيز، آنگاه که محزون گردند سري به بهشتي که با دست و عمل خويش پيش فرستادهاند، ميزنند و دل آرام ميگردند
ما که در زندگي اين جهاني خويش، اندوختهاي نداريم و چون ميداشتيم رغبتي بدان نبود ما را، و در زندگي آن جهاني نيز، حقيقت خويش از تمناي بهشت و اندوه و خوف دوزخ، عاري کردهايم، چون دل فسرده و غمين و محزون گرديم به کلام پيغمبر بيداري و بصيرت، امام روحالله التيام مييابيم؛ «...گاهي انسان عاصي و گناهکار بر اثر دوري از حق و کثرت معصيت آنچنان در تاريکي و ناداني فرو ميرود که ديگر نيازي به وسوسه شيطان ندارد، خود به رنگ شيطان در ميآيد. صبغهالله، مقابل صبغه شيطان است و کسي که دنبال هواي نفس رفت و از شيطان متابعت کرد به تدريج به صبغه او در ميآيد...»
قطره در انديشه دريا چو باشد واصل است / هر کجا باشي ز فکر دلستان بيرون ميا
ما را بهشتي است زوال ناپذير در اعماق بصيرت و قوه
ادراک نه از آن بهشتهاي صوري و مجازي که اهل دنيا به گمان خود براي خويش ساختهاند
و نه آن بهشت خيالي که زاهدمآبان جهادگريز در نظر مجسم کنند و به شوق آن، عبادتهاي
شب و روزشان را بيفزايند!
بلکه
از آن بهشتها که فقط از بين دو انگشت اشارت و بشارت « مسیحا امام خامنه ای » رؤيت
گردد. از همان بهشتها که هفتاد و دو حواري حسين بن علي عليهالسلام از بين دو
انگشت او ديدند و مراتب يقين افزودند تا فرداي عاشورا هزار جان به پاي مهر حسين
عليهالسلام فدا کنند
بهشت من حسين عليهالسلام است ، ساقي پيمانههاي معرفت و محبت
... آن بهشت که اهل دنيا و زاهدان گوشه نشين داشته باشند، تنها به کار خودشان ميآيد!
بهشت ما همان «الا جميلا» ست که رمز حيات و بقاي
شيعيان است...
و
آن « الّا « که زينب کبري سلام الله
عليها فرمود، همان «الا» در اقرار به توحيد است و مبدأ و منبع و مقصد آن زيبايي که
فرمود، خود ربّ العالمين است
اما، ما از همان روزي که شيدا شديم، ديديم زيباييها را. و به تماشاي معناي « شهيد « نشستيم. و به تماشاي آن معامله نيکو که با رب العالمين کردند...
خونبهاي من جمال ذوالجلال / خونبهاي خود خورم کسب حلال
شيدا که باشي، صداي قدمهاي حسين عليهالسلام را ميشناسي.
دل
شيدا بايد که صداي قدمهاي حسين عليهالسلام را بشناسد. اگر تو نيز از اهالي شهيد آباد
عالم باشي، شبي از شبهاي هفتههايي که از عمرت سپري ميشود، گذرت به صداي قدمهاي
حسين عليهالسلام ميافتد!
و
اگر صداي قدمهاي محبوب نشناسي، هيچ سحري از روزگاران عمرت ميهمان نگاه او نخواهي
بود...
همين تربت پاک شهيدان است که تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.» و شفا هم که جز در نگاه حسين عليهالسلام نباشد.
شباهنگام که بگويندمان؛ «إقرأ وارقَه»! و ما
بخوانيم خاطرات مقدس را و پر بگشاييم...
چه
اهميت دارد که آن خاطرات، نه از آن ِ من و تو که از آن ِ نيکان و خوبان عالم باشد.
مهم آن است که از ياد پريشان ما دور نگردند و ما را ترک نکنند.
بخوانيم
خاطرات مقدس را و پر و بال بگشاييم. بخوانيم و پر و بال بزنيم؛ «به فجر و ده شب
پربار انقلاب قسم، به زوج و فرد و به گل قطره سحاب قسم، به لحظه لحظه کوچ شب از
ديار سحر، به انفجار جهانگير آفتاب قسم، به روح سبز بهاران، به جوشش گل صبح، به
قلب تشنه عاشق، به لطف آب قسم، به تاک و تاکنشان و به ساقي و ساغر، به خمّ و خمکده
و مستي شراب قسم، به صادقان طريق و به راه سرخ حسين، به هرم خون بهشتي، به انقلاب
قسم، به نور مصدر نور و به نور قبل از نور، به نور عشق و دل و دانش و کتاب قسم، به
بغض ابر گهربار و خنده بستان، به مخمل شب قدر و به ماهتاب قسم... که تا به راه احد
دست و پا نزني، تو را فتوح نباشد، به فتح باب قسم!«
... هماره آرزو ميکرديم سحري چشم بگشاييم و خود را در وطن مألوف خويش و
در آن بهشت وعده داده شده ببينيم! و رنج و حرمان فراق پايان يافته باشد و از اين
دوري فلک فرسا رهيده باشيم...
آرزويي
بود هماره روزگاران ما را؛ محال! که بهشت را نيز به بها دهند و نه به بهانه.
و دوري آن وطن مألوف، ما را افسرده دل و غمين ميساخت
عمري...
نمي
دانستيم که بايد چشم ببنديم تا آرزويمان محقق گردد. نميدانستيم بايد از هر چه غير
«الله» چشم ببنديم و تعلقات خويش را ترک کنيم.
وچون
شبي چشم از جهان تعلقات بستيم، سحري نوراني خود را در بهشت ديديم؛ در جنتالانس
شهدا!
و شايد همين سبب آن بود که نام نامي سقاي معرفت و
محبت بر زبان قلم سالک جاري گردد...
چرا
که اين روزها بسيار زمزمه ميکنيم:
« شيدايي او که محرم و شعبان و رمضان نميشناسد... براي او بايد هماره شيدايي کرد... تشنگي ما براي نوشيدن از آن جرعههاي گواراست که سقاي کربلا، ساقي آن است...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سرنوشت ......
خدایا به حق حسین ( علیه اسلام ) و شیداهای حسین (علیه السلام ) م
من می خوام زیبا شهید شم
مثل عاشقا شهید شم
کربلا نشد الهی
مشهد الرضا شهید شم ( انشاء الله .... ) ل