اركان دين در كلام اميرمومنان علی(ع)
اركان دين در كلام اميرمومنان علی(ع)
إِنَّ أَفْضَلَ مَاتَوَسَّ َ لبِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلیَ اللَِّه سُبْحَانَهُ وَ تَعَالیَ، الْإِیمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ،
وَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِهِ، فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الْإِسْلَامِ؛ و لَکَِمَةُ الْإِخْلَاصِ
فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ؛ وَإِقَامُ الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ؛ وَإِیتَاءُ الزَّ اَکةِ فَإِنَّهَا فَرِیضَةٌ وَاجِبَةٌ؛
وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَابِ؛ وَحَجُّ الْبیَْتِ وَاعْتَِمارُهُ
فَإِنَّهُمَا نَیْفِ اَینِ الْفَقْرَ و رَیَْحَضَانِ الذَّنْبَ. وَصِلَةُ الرَّحِمِ فَإِنَّهَا مَثْرَاةٌ فِی الْمَالِ،
وَمَنْسَأَةٌ فِی الْأَجَلِ؛ وَصَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَةَ؛ وَصَدَقَةُ
الْعلَاَنِ ةَیِ فَإِنَّهَاتَدْفَعُ مِیتَةَ السُّوءِ؛ وَصَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ فَإِنَّهَا تَقِی مَصَارِعَ الْهَوَانِ.
أَفِیضُوا فِی ذِکْرِ اللَِّه فَإِنَّهُ أَحْسَُن الذِّکْرِ، وَارْغَبُوا فِ مَیا وَعَدَ
الْمُتَّقِینَ فَإِنَّ وَعْدَهُ أَصْدَقُ الْوَعْدِ، وَاقْتَدُوا بِهَدْیِ نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْهَدْیِ.
وَاسْتَنُّوا بِسُنَّتِهِ فَإِنَّهَا أَهْدیَ السُّنَنِ.
برترين و گرامی ترين چيزهايى كه انسان را به خداوند سبحان نزديك می گرداند ده چيز است:
اول) ايمان و اعتراف به خدا و فرستاده هایش.
دوم) جهاد و پيكار در راه حق زيرا جهاد پايه سربلندى و پيشرفت اسلام است.
سوم) كلمه اخلاص و گفتن لااله الاالله و خدا يگانه دانستن كه فطرى بشرى است.
چهارم) برپا داشتن نماز كه نشانه مليت دين اسلام است.
پنجم) زكات مال كه پرداختن آن به مستحقين واجب است.
ششم) روزه گرفتن در ماه رمضان كه سپرى براى جلوگيرى از عذاب و كيفر قيامت است.
هفتم) حج نمودن خانه خدا و به جا آوردن عمره آن كه حج و عمره فقر و پريشانى را می زدايد و گناه را میشويد و پاك میسازد.
هشتم) نيكويى و رسيدگى به وضع خويشاوندان كه موجب افزايش مال و درازى عمر است.
نهم) صدقه دادن پنهان كه آن كفاره گناهان و صدقه دادن آشكار كه آن مر گهاى بد و غيرطبيعى را برطرف و دور میسازد.
دهم) به جاى آوردن كارهاى نيكو كه آدمى را از خوارى و بيچارگى می رهاند.
شتاب كنيد در ياد نمودن خدا كه ياد خدا بهترين يادهاست، و رغبت نماييد به سوى بهشتى كه ذات اقدسش به پرهيزكاران نويد داده است. زيرا كه وعده خدا راست ترين وعده هاست، و از راه هدايت پيامبرتان پيروى نماييد كه آن نيكوترين راه هدايت است. و به سنّت و طريقه او رفتار نماييد، زيرا طريقه او هدايت كننده ترين سنتها و روشها است و قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است و آن را خوب فراگيريد و در آن تدبّر و انديشه كنيد كه بهار دلهاست. و از انوار درخشانش شفا و بهبودى بخواهيد كه قرآن شفا دهنده سينه ها است. و آن را خوب بخوانيد كه آن سودمندترين داستان هاست و دانشمندى كه دانش خويش را به كار نبرد، همچون نادان درمانده و سرگردانى است كه همچنان در خواب نادانى و غفلت فرو رفته باشد. بلكه برچنين كسى در قيامت حجت تمام تر، و اندوهش زيادتر، و توبيخ و سرزنشش نزد خدا بيشتر است.
نهج البلاغه-خطبه 0 11
---------------------------------------------------------------------------------------------------
پس از يك عمر حساب نكردن...!
زياد مخواب كه فردا سا لها بايد زير خاك بخوابي، زياد مخور كه براي خوردن وقتهاست، زياد مخند كه دليلي براي خنديدن نيست.زندگي چند صباحي بيش نيست و نيامده ميگذرد؛ آنچنان سريع ميگذرد كه رود به دريا ميپيوندد.چنان زندگي كن كه فردا براي رفتنت وحشتي نداشته باشي.
خدايا! اي مهربا نترين مهربانان؛اي زيباترين زيبايان؛ اي پاكترين پاكان! اي نويد دهنده و برپا كننده! اي هميشه زنده! اي ميراننده! اي سريع الرضا! اي كاشف البلا! به هر نحو م يخواهي مرا بكش؛ به هر گونه م يخواهي مرا ببر؛ اگر يك بار به مرگم راضي نيستي،زند هام كن، باز مرا بكش. حاضرم؛ راضيم. تنها يك چيز از تو م يخواهم،اي عزيز! از من بگذر...
از من بگذر...